مقدمات ظهور (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: ویرایش مبدأ ۲۰۱۷
خط ۲: خط ۲:
= مقدمات ظهور =
= مقدمات ظهور =


== مشخصات كتاب ==
= مشخصات كتاب =
نويسنده : سيد مجتبي فلاح
نويسنده : سيد مجتبي فلاح


ناشر: بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود
ناشر: بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود


== مقدمات ظهور ==
= مقدمات ظهور =
هرگز آنقدر ندارم كه شوم مِسكينت اين شرف بس كه به مسكين درت مِسكينم«اللّهم صلّ علي محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم»!دنيا، ميدان تنازع حق و باطل، و سراي پيروزي ها و شكست هاي گذراي اين دو جبهه بوده و خواهد بود: (وتلك الا يّام نُداوِلُها بين النّاس)؛ اين روزگار [گاهي فتح و غلبه، گاهي شكست و مغلوبيّت] را ما ميان خلايق مي گردانيم. [1] .آن چه در اين ميان، اميد بخشِ دل خسته ي مؤ منان است، فرجام گرم و شيريني است كه قرآن كريم براي اين درگيري نويد داده است: (اِنّ الذين يُحادّونَ اللّهَ ورَسولَهُ اولائك في الا ذلّين كتب اللّهُ لاَغلِبَن انا و رُسُلي) كساني كه با خدا و رسول اش مخالفت مي كنند، آنان در پَست ترين مرتبه ي ذلّت اند. خداوند، چنين حتم گردانيد كه البته من و فرستادگان ام، [بر دشمنان] غالب مي شويم. [2] .زبانِ «كتب اللّه...»، نشانه ي اراده ي حتمي خدا است.گويا، مسير سربلندي و غلبه ي حق و تحقّق آن فرجام روشن، تنها از راه آن ميدان درگيري و نزاع مي گذرد. كه در آيه ديگري چنين آمده است: (بَل نَقذِفُ بالحقّ علي الباطِل فَيَدمِغُهُ فاِذا هو زاهقٌ) [3] ؛ بلكه ما، هميشه، حق را بر باطل پيروز مي گردانيم تا باطل را محو و نابود سازد.در اين باره، آن چه حايز اهمّيّت است، اين است كه «آيا نويد چنين فرجام زيبايي، كُشنده ي مسئوليّت هاي انساني و تاريخي پيروان حق خواهد بود. و يا اين كه هواداران جبهه ي حق، در عين اميدواري و دل
هرگز آنقدر ندارم كه شوم مِسكينت اين شرف بس كه به مسكين درت مِسكينم«اللّهم صلّ علي محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم»!دنيا، ميدان تنازع حق و باطل، و سراي پيروزي ها و شكست هاي گذراي اين دو جبهه بوده و خواهد بود: (وتلك الا يّام نُداوِلُها بين النّاس)؛ اين روزگار [گاهي فتح و غلبه، گاهي شكست و مغلوبيّت] را ما ميان خلايق مي گردانيم. [1] .آن چه در اين ميان، اميد بخشِ دل خسته ي مؤ منان است، فرجام گرم و شيريني است كه قرآن كريم براي اين درگيري نويد داده است: (اِنّ الذين يُحادّونَ اللّهَ ورَسولَهُ اولائك في الا ذلّين كتب اللّهُ لاَغلِبَن انا و رُسُلي) كساني كه با خدا و رسول اش مخالفت مي كنند، آنان در پَست ترين مرتبه ي ذلّت اند. خداوند، چنين حتم گردانيد كه البته من و فرستادگان ام، [بر دشمنان] غالب مي شويم. [2] .زبانِ «كتب اللّه...»، نشانه ي اراده ي حتمي خدا است.گويا، مسير سربلندي و غلبه ي حق و تحقّق آن فرجام روشن، تنها از راه آن ميدان درگيري و نزاع مي گذرد. كه در آيه ديگري چنين آمده است: (بَل نَقذِفُ بالحقّ علي الباطِل فَيَدمِغُهُ فاِذا هو زاهقٌ) [3] ؛ بلكه ما، هميشه، حق را بر باطل پيروز مي گردانيم تا باطل را محو و نابود سازد.در اين باره، آن چه حايز اهمّيّت است، اين است كه «آيا نويد چنين فرجام زيبايي، كُشنده ي مسئوليّت هاي انساني و تاريخي پيروان حق خواهد بود. و يا اين كه هواداران جبهه ي حق، در عين اميدواري و دل


دادگي به اين قبيل بشارت ها، بايد حركتي هماهنگ با قانون ها و سنّت هاي حاكم بر هستي، در جهتِ فراهم آوردن و زمينه سازي آن روز موعود داشته باشند؟». اين جا است كه ضرورت بحث از، عوامل، مقدمات و زمينه هاي ظهور، آشكار مي شود و آدمي را در پي كنكاش از آن ها وادار مي سازد.مقدمات ظهور، نوشتاري است كه سعي كرده با استمداد از آيات و روايات و سنّت هاي الهي حاكم بر هستي، گامي در اين جهت بردارد.
دادگي به اين قبيل بشارت ها، بايد حركتي هماهنگ با قانون ها و سنّت هاي حاكم بر هستي، در جهتِ فراهم آوردن و زمينه سازي آن روز موعود داشته باشند؟». اين جا است كه ضرورت بحث از، عوامل، مقدمات و زمينه هاي ظهور، آشكار مي شود و آدمي را در پي كنكاش از آن ها وادار مي سازد.مقدمات ظهور، نوشتاري است كه سعي كرده با استمداد از آيات و روايات و سنّت هاي الهي حاكم بر هستي، گامي در اين جهت بردارد.


== كليات ==
= كليات =


=== تعريف ===
== تعريف ==
واژه ي «مقدمات»، كه جمعِ «مقدمه» مي باشد، در لغت عبارت است از «اموري كه براي شروع در امري لازم هستند»، [4] و در اصطلاح، «مقدمات ظهور» به اموري گفته مي شود كه وجود آنها پيش از ظهورِ منجي موعود، حضرت حجه بن الحسن العسكري(عليهماالسلام)، بايسته است؛ چرا كه با فراهم آمدن اين مقدمات، مقتضيات ظهور فراهم گشته و موانعِ آن برطرف مي گردد.گفتني است عرصه ي پژوهش در نوشته ي حاضر، در دايره ي فرهنگ لغات عربي رقم خورده است، بر همين اساس بايد دانست كه واژگان ذيل در بردارنده ي معناي مورد نظر مي باشند:1- وطاء؛ كه در بردارنده ي معناي هموار سازي است. و عبارتِ «وَطاءَ الشيءَ» به معناي «آن چيز را آماده و مهيّا ساخت» [5] آمده و در حديث نيز چنين آمده است: «يخرج [اُ] ناس من المشرق فَيُوطِّئونَ للمهدي يعني سلطانه» [6] (از مشرق زمين مرداني خروج مي كنند و براي حضرت مهدي(عليه السّلام)، حكومتش را آماده مي سازند)2- مهد؛ كه در بردارنده ي معناي آماده سازي است، و عبارت «مَهدتُ الا مر» يعني «آن كار را
واژه ي «مقدمات»، كه جمعِ «مقدمه» مي باشد، در لغت عبارت است از «اموري كه براي شروع در امري لازم هستند»، [4] و در اصطلاح، «مقدمات ظهور» به اموري گفته مي شود كه وجود آنها پيش از ظهورِ منجي موعود، حضرت حجه بن الحسن العسكري(عليهماالسلام)، بايسته است؛ چرا كه با فراهم آمدن اين مقدمات، مقتضيات ظهور فراهم گشته و موانعِ آن برطرف مي گردد.گفتني است عرصه ي پژوهش در نوشته ي حاضر، در دايره ي فرهنگ لغات عربي رقم خورده است، بر همين اساس بايد دانست كه واژگان ذيل در بردارنده ي معناي مورد نظر مي باشند:1- وطاء؛ كه در بردارنده ي معناي هموار سازي است. و عبارتِ «وَطاءَ الشيءَ» به معناي «آن چيز را آماده و مهيّا ساخت» [5] آمده و در حديث نيز چنين آمده است: «يخرج [اُ] ناس من المشرق فَيُوطِّئونَ للمهدي يعني سلطانه» [6] (از مشرق زمين مرداني خروج مي كنند و براي حضرت مهدي(عليه السّلام)، حكومتش را آماده مي سازند)2- مهد؛ كه در بردارنده ي معناي آماده سازي است، و عبارت «مَهدتُ الا مر» يعني «آن كار را


آماده كردم» [7] ، چنان كه اين آيه شريفه مي فرمايد: «مَن عمل صالحاً فلا نفسهم يَمهدون» [8] (آنها كه كار شايسته انجام مي دهند، سود خود را آماده مي سازند).3- هيء: كه متضمن معنايِ، اصلاح و برطرف كردن نواقص، حاضر نمودن، و فراهم سازي است. همانطور كه در آيه شريفه آمده: «فقالوا ربّنا آتنا من لدنك رحمه و هيّيء لنا مِن اءمرِنا رَشَداً» (و گفتند: پروردگارا ما را از سوي خودت رحمتي عطا كن و راه نجاتي براي ما فراهم ساز). [9] .
آماده كردم» [7] ، چنان كه اين آيه شريفه مي فرمايد: «مَن عمل صالحاً فلا نفسهم يَمهدون» [8] (آنها كه كار شايسته انجام مي دهند، سود خود را آماده مي سازند).3- هيء: كه متضمن معنايِ، اصلاح و برطرف كردن نواقص، حاضر نمودن، و فراهم سازي است. همانطور كه در آيه شريفه آمده: «فقالوا ربّنا آتنا من لدنك رحمه و هيّيء لنا مِن اءمرِنا رَشَداً» (و گفتند: پروردگارا ما را از سوي خودت رحمتي عطا كن و راه نجاتي براي ما فراهم ساز). [9] .


=== انقلابي از طرق عادي (طبيعي) ===
== انقلابي از طرق عادي (طبيعي) ==
يكي از مطالب مهمّي كه در ميان آيات نوراني قرآن، بارها، مورد تصريح قرار گرفته، مسئله ي «قانون هاي حاكم بر جهان هستي و تاريخ و جامعه» است.طبق آيات فرواني، تاريخ بشر و سرنوشت انسان ها در دايره ي نظام خاصّي رقم مي خورد كه در آن، هرگونه دگرگوني و انقلابي، تابعِ يك سلسله قوانين مشخّص و معيّني است كه به اراده ي خداوند براي تدبير جهان به اجرا در آمده است. در تعابير قرآني، از آن ها، با عنوان «سنّت هاي الهي» ياد شده است. [10] .شايد بتوان يكي از اين سنّت ها را «سنّتِ دريافت پاداش به اندازه ي تلاش و كوشش» ناميد. طبق اين سنّت، بهره مندي از نعمت هاي الهي به ميزان سعي و تلاش آدمي بستگي دارد و اين انسان ست كه در پرتو اختيار، با عملِ خويش، يا جامعه را به پيش مي برد و تاريخ را تكامل مي بخشد و يا به خاطر سستي و عدم تلاش، قابليّت دريافت نعمت هاي الهي را از دست مي دهد و در سرازيري سقوط قرار مي گيرد.
يكي از مطالب مهمّي كه در ميان آيات نوراني قرآن، بارها، مورد تصريح قرار گرفته، مسئله ي «قانون هاي حاكم بر جهان هستي و تاريخ و جامعه» است.طبق آيات فرواني، تاريخ بشر و سرنوشت انسان ها در دايره ي نظام خاصّي رقم مي خورد كه در آن، هرگونه دگرگوني و انقلابي، تابعِ يك سلسله قوانين مشخّص و معيّني است كه به اراده ي خداوند براي تدبير جهان به اجرا در آمده است. در تعابير قرآني، از آن ها، با عنوان «سنّت هاي الهي» ياد شده است. [10] .شايد بتوان يكي از اين سنّت ها را «سنّتِ دريافت پاداش به اندازه ي تلاش و كوشش» ناميد. طبق اين سنّت، بهره مندي از نعمت هاي الهي به ميزان سعي و تلاش آدمي بستگي دارد و اين انسان ست كه در پرتو اختيار، با عملِ خويش، يا جامعه را به پيش مي برد و تاريخ را تكامل مي بخشد و يا به خاطر سستي و عدم تلاش، قابليّت دريافت نعمت هاي الهي را از دست مي دهد و در سرازيري سقوط قرار مي گيرد.


خط ۳۶: خط ۳۶:
السّلام) از امام قائم (عليه السّلام) يادي به ميان آمد، آن حضرت فرمود: «شما، امروز [كه امام تان قيام نكرده و حكومت را به دست نگرفته] در آسودگي و آسايش بيش تري نسبت به آن روز [كه امام تان قيام مي كند] قرار داريد.». از آن حضرت پرسيدند: «چه طور چنين است». فرمود: «هنگامي كه قائم ما [اهل بيت] خروج كند، چيزي جز عرق ريختن و خون بسته شده اي [كه از سختي كار بر پوست دست و صورت ظاهر مي شود] و نيز خواب و استراحت بر روي مركب ها نخواهد بود.».بنابراين، جاي دارد كساني كه در انتظار فرا رسيدن روزگار رهايي از چنگال زورگويان خون آشام و خوار كنندگان انسانيّت هستند، با بصيرتي تمام، ديده به راه آينده اي زيبا و روشن داشته باشند و با نور حاصل از اين بصيرت، زيستن خويش را تكامل بخشيده و زندگي خود را مهيّاي درك آن زمان سازند؛ چرا كه حكومت سربلند دولت حضرت مهدي (عليه السّلام) نيز بايد منزل ها و مراحلي را كه قوانين و سنّت هاي الهي براي نظام آفرينش قرار داده است، طي كند، هر چند كه در تمامي اين مراحل، انقلاب و حكومت امام عصر (عليه السّلام) توام با تأييدات غيبي نيز خواهد بود، همان طور كه اين امدادهاي الهي براي امّت هاي پيشين كه همسو با دين خدا حركت مي كردند نيز بوده است. [19] .
السّلام) از امام قائم (عليه السّلام) يادي به ميان آمد، آن حضرت فرمود: «شما، امروز [كه امام تان قيام نكرده و حكومت را به دست نگرفته] در آسودگي و آسايش بيش تري نسبت به آن روز [كه امام تان قيام مي كند] قرار داريد.». از آن حضرت پرسيدند: «چه طور چنين است». فرمود: «هنگامي كه قائم ما [اهل بيت] خروج كند، چيزي جز عرق ريختن و خون بسته شده اي [كه از سختي كار بر پوست دست و صورت ظاهر مي شود] و نيز خواب و استراحت بر روي مركب ها نخواهد بود.».بنابراين، جاي دارد كساني كه در انتظار فرا رسيدن روزگار رهايي از چنگال زورگويان خون آشام و خوار كنندگان انسانيّت هستند، با بصيرتي تمام، ديده به راه آينده اي زيبا و روشن داشته باشند و با نور حاصل از اين بصيرت، زيستن خويش را تكامل بخشيده و زندگي خود را مهيّاي درك آن زمان سازند؛ چرا كه حكومت سربلند دولت حضرت مهدي (عليه السّلام) نيز بايد منزل ها و مراحلي را كه قوانين و سنّت هاي الهي براي نظام آفرينش قرار داده است، طي كند، هر چند كه در تمامي اين مراحل، انقلاب و حكومت امام عصر (عليه السّلام) توام با تأييدات غيبي نيز خواهد بود، همان طور كه اين امدادهاي الهي براي امّت هاي پيشين كه همسو با دين خدا حركت مي كردند نيز بوده است. [19] .


=== ضرورت ===
== ضرورت ==
با اين كه اساسي ترين وظيفه انبياء و اولياء و حجت هاي الهي را، هدايت جامعه ي بشري به سوي كمال مقصود و رهايي از منجلاب پست حيواني و نجات از چنگال حاكمانِ ستم
با اين كه اساسي ترين وظيفه انبياء و اولياء و حجت هاي الهي را، هدايت جامعه ي بشري به سوي كمال مقصود و رهايي از منجلاب پست حيواني و نجات از چنگال حاكمانِ ستم


خط ۴۵: خط ۴۵:
ضرورتي انكارناپذير برخوردار بوده و دست زدن به هر گونه اقدام نابجايي ثمره اي جز ناكامي را به دنبال نخواهد داشت.امّا در اين باره بايد توجه داشت كه «برپايي يك حكومت جهاني با رنگ الهي، آن هم در تمام زمينه ها، نيازمند چه عوامل و شرايط و اسباب و زمينه هايي است كه با حاصل شدن آن ها، پي ريزي و تشكيل چنين حكومتي امكان خواهد داشت؟».شايد بتوان شرايط ظهور و اسباب برپايي حكومت عدل جهاني را در چهار عامل خلاصه كرد:1- قانون مدوّن و جامع و حكيمانه اي كه بتواند منشورِ اداره ي جامعه ي بشري قرار گيرد.2- رهبر عادل و مدبّر و توان مندي كه انقلاب را هدايت كند، به پيروزي برساند و پيرو آن اداره ي حكومت جهاني را بر عهده گيرد.3- آمادگي پذيرش جامعه ي جهاني و فراهم بودن زمينه هاي مناسب اجتماعي در جهت پشتيباني از حكومت.4- تعداد كافي فرمانبرداران وياوران آگاه و كارامد براي كمك رساني به رهبري و تشكيل و اداره ي هسته ي مركزي حكومت.در اين ميان، دو عامل نخست، با نزول قرآن و وجود آخرين وصيِّ بر حق پيامبر مكرّم اسلام، يعني حضرت بقيّه اللّه الاعظم مهدي موعود (عليه السّلام) تاءمين شده است، امّا دو عامل ديگر، شرايطي هستند كه بايد تحقّق پيدا كنند.
ضرورتي انكارناپذير برخوردار بوده و دست زدن به هر گونه اقدام نابجايي ثمره اي جز ناكامي را به دنبال نخواهد داشت.امّا در اين باره بايد توجه داشت كه «برپايي يك حكومت جهاني با رنگ الهي، آن هم در تمام زمينه ها، نيازمند چه عوامل و شرايط و اسباب و زمينه هايي است كه با حاصل شدن آن ها، پي ريزي و تشكيل چنين حكومتي امكان خواهد داشت؟».شايد بتوان شرايط ظهور و اسباب برپايي حكومت عدل جهاني را در چهار عامل خلاصه كرد:1- قانون مدوّن و جامع و حكيمانه اي كه بتواند منشورِ اداره ي جامعه ي بشري قرار گيرد.2- رهبر عادل و مدبّر و توان مندي كه انقلاب را هدايت كند، به پيروزي برساند و پيرو آن اداره ي حكومت جهاني را بر عهده گيرد.3- آمادگي پذيرش جامعه ي جهاني و فراهم بودن زمينه هاي مناسب اجتماعي در جهت پشتيباني از حكومت.4- تعداد كافي فرمانبرداران وياوران آگاه و كارامد براي كمك رساني به رهبري و تشكيل و اداره ي هسته ي مركزي حكومت.در اين ميان، دو عامل نخست، با نزول قرآن و وجود آخرين وصيِّ بر حق پيامبر مكرّم اسلام، يعني حضرت بقيّه اللّه الاعظم مهدي موعود (عليه السّلام) تاءمين شده است، امّا دو عامل ديگر، شرايطي هستند كه بايد تحقّق پيدا كنند.


== فراهم بودن زمينه اجتماعي ==
= فراهم بودن زمينه اجتماعي =


=== اشاره ===
== اشاره ==
در فلسفه ي تاريخ اسلامي، انسان ها، معمار سرنوشت جامعه و تاريخ اند. ايشان، محور دگرگونيِ اوضاع اجتماعي هستند. با خودِ آنان است كه بتوانند جامعه ي خويش را از وضع بد و نامناسب به كيفيّت خوب و مناسب برسانند و يا برعكس.با دقّت در آيات قرآن كريم و بررسي سرگذشت اقوام
در فلسفه ي تاريخ اسلامي، انسان ها، معمار سرنوشت جامعه و تاريخ اند. ايشان، محور دگرگونيِ اوضاع اجتماعي هستند. با خودِ آنان است كه بتوانند جامعه ي خويش را از وضع بد و نامناسب به كيفيّت خوب و مناسب برسانند و يا برعكس.با دقّت در آيات قرآن كريم و بررسي سرگذشت اقوام


خط ۵۴: خط ۵۴:
جهت تكامل جامعه و در نهايت رسيدن به يك نتيجه ي مطلوب اجتماعي، فراهم آوردن برخي از زمينه هاي اجتماعي، امري اجتناب ناپذير است.
جهت تكامل جامعه و در نهايت رسيدن به يك نتيجه ي مطلوب اجتماعي، فراهم آوردن برخي از زمينه هاي اجتماعي، امري اجتناب ناپذير است.


=== زمينه هاي اجتماعي: آثار و نتايج ===
== زمينه هاي اجتماعي: آثار و نتايج ==


==== اشاره ====
== اشاره ==
1- ابتلا به عذابمطالعه ي سرگذشت اُمّت هاي گذشته نيز به ما مي نماياند كه جوّ حاكم بر فضاي جامعه، بستر ساز ابتلا به سختي ها و عذاب ها يا بهره مندي از آسايش ها و نعمت ها بوده است. در ماجراي قوم حضرت صالح، علي نبينا و عليه السلا م، مي بينيم كه مباشرتِ به گناه - كه همان پي كردن شتر الهي بود - به دست يك نفر صورت گرفت، ولي از آن جا كه فضاي كلّي جامعه، حاكي از رضايت عموم مردم از كار او بود، عذاب بر تمام قوم نازل شد. [22] .2- تعيين حاكم و نوع حكومتتشكيل حكومت و تعيين حاكم و چگونگي اداره ي امور جامعه نيز از جمله اموري است كه در مكتب اسلامِ اصيل كه بر مبناي قوانين و سنّت هاي الهي شكل گرفته، بر عهده ي خواست مردم گذاشته شده است. اين مردم هستند كه در پرتو اراده ي خويش، حكمرانِ جامعه را تعيين مي كنند. در اين رابطه، اسلام، از هر گونه تحميلي كه منجر به استبداد و سلب اختيار از جامعه شود، دوري مي جويد. همچنان كه در قانونِ حاكم بر هستي، چنين ثبت شده است كه تك تك افراد بشر در تعيين مسير زندگي و سرنوشت خود، مختار هستند و هيچ گونه جبري بر آنان نيست، جامعه ي بشري هم در تعيين سلطان و وليّ خويش كه مسير حركتِ اجتماع را مشخّص مي كند، مختار است. (البته لازم به
1- ابتلا به عذابمطالعه ي سرگذشت اُمّت هاي گذشته نيز به ما مي نماياند كه جوّ حاكم بر فضاي جامعه، بستر ساز ابتلا به سختي ها و عذاب ها يا بهره مندي از آسايش ها و نعمت ها بوده است. در ماجراي قوم حضرت صالح، علي نبينا و عليه السلا م، مي بينيم كه مباشرتِ به گناه - كه همان پي كردن شتر الهي بود - به دست يك نفر صورت گرفت، ولي از آن جا كه فضاي كلّي جامعه، حاكي از رضايت عموم مردم از كار او بود، عذاب بر تمام قوم نازل شد. [22] .2- تعيين حاكم و نوع حكومتتشكيل حكومت و تعيين حاكم و چگونگي اداره ي امور جامعه نيز از جمله اموري است كه در مكتب اسلامِ اصيل كه بر مبناي قوانين و سنّت هاي الهي شكل گرفته، بر عهده ي خواست مردم گذاشته شده است. اين مردم هستند كه در پرتو اراده ي خويش، حكمرانِ جامعه را تعيين مي كنند. در اين رابطه، اسلام، از هر گونه تحميلي كه منجر به استبداد و سلب اختيار از جامعه شود، دوري مي جويد. همچنان كه در قانونِ حاكم بر هستي، چنين ثبت شده است كه تك تك افراد بشر در تعيين مسير زندگي و سرنوشت خود، مختار هستند و هيچ گونه جبري بر آنان نيست، جامعه ي بشري هم در تعيين سلطان و وليّ خويش كه مسير حركتِ اجتماع را مشخّص مي كند، مختار است. (البته لازم به


خط ۶۳: خط ۶۳:
است. وقتي چنين تغييري در انسان انجام پذيرفت، بي ترديد، تغيير نظام ارزشي را به همراه دارد و همين امر، در خواست هاي متناسب با خود را نيز به دنبال خواهد داشت و در ادامه، امواج اين تغيير به جامعه و در نهايت به ساختار حكومت نيز تسرّي پيدا مي كند.اين، امري است كه از آغاز حكومت اسلام تا كنون به روشني قابل مشاهده است. ما، به اندازه ي مجال اين نوشتار، به دو نمونه ي تاريخي، اشاره مي كنيم:
است. وقتي چنين تغييري در انسان انجام پذيرفت، بي ترديد، تغيير نظام ارزشي را به همراه دارد و همين امر، در خواست هاي متناسب با خود را نيز به دنبال خواهد داشت و در ادامه، امواج اين تغيير به جامعه و در نهايت به ساختار حكومت نيز تسرّي پيدا مي كند.اين، امري است كه از آغاز حكومت اسلام تا كنون به روشني قابل مشاهده است. ما، به اندازه ي مجال اين نوشتار، به دو نمونه ي تاريخي، اشاره مي كنيم:


==== حكومت رسول خدا ====
== حكومت رسول خدا ==
رسول خدا، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، براي پي ريزي اركان حكومت اسلامي در يثرب، نخست، زمينه ي پذيرش آن را با بيعت عقبه ي اوّل، در ميان مردمِ آن سامان ايجاد فرمود [24] - بيعتي كه مفاد آن، داير مدار مسائل اخلاقي اسلام بود - و بعد از آن كه مردم و سرانِ قبايل - كه نبض اجتماع را به دست داشتند - آمادگي خويش جهت پذيرش بيش تر احكامِ اسلام را نشان دادند، آن حضرت با پيمانِ عقبه ي دوم، اركان حكومت اسلامي را پايه گذاري كردند. [25] .
رسول خدا، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، براي پي ريزي اركان حكومت اسلامي در يثرب، نخست، زمينه ي پذيرش آن را با بيعت عقبه ي اوّل، در ميان مردمِ آن سامان ايجاد فرمود [24] - بيعتي كه مفاد آن، داير مدار مسائل اخلاقي اسلام بود - و بعد از آن كه مردم و سرانِ قبايل - كه نبض اجتماع را به دست داشتند - آمادگي خويش جهت پذيرش بيش تر احكامِ اسلام را نشان دادند، آن حضرت با پيمانِ عقبه ي دوم، اركان حكومت اسلامي را پايه گذاري كردند. [25] .


==== حكومت حضرت علي ====
== حكومت حضرت علي ==
بعد از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، نيز ساختار حكومت و تعيين حاكمان جامعه، به گونه اي شكل گرفت كه اراده ي مردم در آن دخيل بود. با اينكه بدون هيچ مبالغه اي مي توان گفت، همه ي مردم يقين داشتند كه جانشين بر حقِ رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)، حضرت علي (عليه السّلام) است و هيچ كس مانند او لياقت و شايستگي به دست گرفتن زِمام امور مسلمانان را ندارد، امّا از آن جا كه به علل گوناگون، عزمِ خويش را بر قبولِ حاكميّت آن حضرت، جزم نكردند، حضرت علي (عليه السّلام) با تمام شايستگي، خانه نشين شد.جناب سلمان فارسي،رحمه اللّه، در ضمنِ گزارشي از اوضاع جامعه ي مدينه، پس از رحلت رسول اكرم (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)، علتِ روي كار نيامدنِ اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) را چنين بيان مي كند:... و كانَ علي ابن ابي طالب (عليه السّلام) لمّا راي خذلان الناس له و تَركهم نصرته و اجتماع كلمه الناس مع ابي بكر و
بعد از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، نيز ساختار حكومت و تعيين حاكمان جامعه، به گونه اي شكل گرفت كه اراده ي مردم در آن دخيل بود. با اينكه بدون هيچ مبالغه اي مي توان گفت، همه ي مردم يقين داشتند كه جانشين بر حقِ رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)، حضرت علي (عليه السّلام) است و هيچ كس مانند او لياقت و شايستگي به دست گرفتن زِمام امور مسلمانان را ندارد، امّا از آن جا كه به علل گوناگون، عزمِ خويش را بر قبولِ حاكميّت آن حضرت، جزم نكردند، حضرت علي (عليه السّلام) با تمام شايستگي، خانه نشين شد.جناب سلمان فارسي،رحمه اللّه، در ضمنِ گزارشي از اوضاع جامعه ي مدينه، پس از رحلت رسول اكرم (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)، علتِ روي كار نيامدنِ اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) را چنين بيان مي كند:... و كانَ علي ابن ابي طالب (عليه السّلام) لمّا راي خذلان الناس له و تَركهم نصرته و اجتماع كلمه الناس مع ابي بكر و


خط ۷۳: خط ۷۳:
و آخر آن را با جام آغازش سيراب مي كردم...آري! همان زمينه ي اجتماعي و اراه ي عمومي مردم كه باعث شد آن حضرت بيست و پنج سال از اداره ي امور جامعه كنار بنشيند، در زمانِ ديگري، سبب شد كه حجّت خدا، حجّت را بر خويش تمام شده بيابد و وظيفه را در ورود به عرصه ي حكومت بداند.
و آخر آن را با جام آغازش سيراب مي كردم...آري! همان زمينه ي اجتماعي و اراه ي عمومي مردم كه باعث شد آن حضرت بيست و پنج سال از اداره ي امور جامعه كنار بنشيند، در زمانِ ديگري، سبب شد كه حجّت خدا، حجّت را بر خويش تمام شده بيابد و وظيفه را در ورود به عرصه ي حكومت بداند.


=== زمينه هاي اجتماعي و دولت حضرت مهدي ===
== زمينه هاي اجتماعي و دولت حضرت مهدي ==


==== اشاره ====
== اشاره ==
با اين بيان روشن شد كه سنّت و قانونِ الهي بر جوامعِ بشري چنين مقرّر گشته كه سرنوشت هر جامعه اي بسته به رويكرد و اراده ي آن جامعه باشد، بدين معنا كه اراده ي جمعي مردم سببِ پديد آمدنِ زمينه ها و بسترهايي مي شود كه اين زمينه ها فضاي متناسب با خود را به دنبال مي آورند و در نتيجه، سرنوشت جامعه به گونه اي رقم مي خورد كه فضاي حاكم بر جامعه مقتضي آن است و از آن جا كه لازمه ي هر قانوني، قابليّت تكرار آن است، بدين معني كه هر گاه سبب محقق شود، اقتضاي قانون، آن است كه مسبب و نتيجه نيز تحقّق يابد، در مي يابيم كه اگر انسان هاي صالح و پاك سيرت به دنبالِ برقراري حكومت جهاني عدل گستري هستند كه ريشه ي هر گونه ظلم و ستم را بركند و پرچم زيباي ولايت اللّه را در سراسر گيتي به اهتزاز درآورد، بايد در نخستين گام زمينه هاي اجتماعي لازم را فراهم سازند؛ چرا كه آخرين پيشواي الهيِ انسان ها، به منظور هدايت مردم به سر منزل و كمال مطلوب، زمام چنين حكومتِ جهاني را به دست مي گيرد، و اين امر در صورتي امكان خواهد
با اين بيان روشن شد كه سنّت و قانونِ الهي بر جوامعِ بشري چنين مقرّر گشته كه سرنوشت هر جامعه اي بسته به رويكرد و اراده ي آن جامعه باشد، بدين معنا كه اراده ي جمعي مردم سببِ پديد آمدنِ زمينه ها و بسترهايي مي شود كه اين زمينه ها فضاي متناسب با خود را به دنبال مي آورند و در نتيجه، سرنوشت جامعه به گونه اي رقم مي خورد كه فضاي حاكم بر جامعه مقتضي آن است و از آن جا كه لازمه ي هر قانوني، قابليّت تكرار آن است، بدين معني كه هر گاه سبب محقق شود، اقتضاي قانون، آن است كه مسبب و نتيجه نيز تحقّق يابد، در مي يابيم كه اگر انسان هاي صالح و پاك سيرت به دنبالِ برقراري حكومت جهاني عدل گستري هستند كه ريشه ي هر گونه ظلم و ستم را بركند و پرچم زيباي ولايت اللّه را در سراسر گيتي به اهتزاز درآورد، بايد در نخستين گام زمينه هاي اجتماعي لازم را فراهم سازند؛ چرا كه آخرين پيشواي الهيِ انسان ها، به منظور هدايت مردم به سر منزل و كمال مطلوب، زمام چنين حكومتِ جهاني را به دست مي گيرد، و اين امر در صورتي امكان خواهد


خط ۸۲: خط ۸۲:
باشد، و از آن جا كه حكومت حضرت مهدي (عليه السّلام) يك حكومت جهاني است، به تبع، مساعد بودنِ زمينه ي عمومي جهان را نيز مي طلبد.در ادامه، به برخي از نشانه هاي فراهم آمدن اين زمينه، كه در واقع مراحل مختلف ايجاد زمينه اجتماعي هستند، اشاره مي كنيم:
باشد، و از آن جا كه حكومت حضرت مهدي (عليه السّلام) يك حكومت جهاني است، به تبع، مساعد بودنِ زمينه ي عمومي جهان را نيز مي طلبد.در ادامه، به برخي از نشانه هاي فراهم آمدن اين زمينه، كه در واقع مراحل مختلف ايجاد زمينه اجتماعي هستند، اشاره مي كنيم:


==== محبوبيت اجتماعي ====
== محبوبيت اجتماعي ==
در دوران پيش از ظهور كه يأس، سايه ي سياه خويش را بر وجودِ بشريت مي گستراند، خصيصه ي آينده نگريِ انسان، حسِّ اميد را، ناخودآگاه، از دلِ انسانيّت هاي مدفون مي روياند و آدمي را به «روزي ديگر» بشارت مي دهد.بي گمان، نسلي كه دچار يأس ها و سرخوردگي ها است، در پيِ ديدنِ روزي خواهد بود كه تمامي استعدادهاي نهفته اش شكوفا شود، و همه ي انسان ها در پهنه ي زمين به جايگاه حقيقي شان برسند.رهاورد بررسي ها نشان مي دهد كه تمامِ تلاشِ امامان هدايت (عليهم السّلام)، در اين جهت مصروف مي شده كه در زماني كه يأسِ از دنيا و حاكمان آن بر شيعيان سيطره پيدا مي كرده، مراقب باشند تا نه تنها اين نااميدي به ناحيه ي رحمت الهي سرايت نكند، بلكه چراغ اميد به كارسازي و فرج و گشايش امور از جانب پروردگار متعال را در دل پيروان شان فروزان تر كنند. در روايتي از امام هشتم (عليه السّلام) چنين رسيده:ما احسن الصبر، وانتظار الفرج... فعليكم بالصبر؛ فاِنّه اِنّما يَجييءُ الفرج علي اليأس...؛ [29] چه نيكو است صبر و انتظار گشايش امور را كشيدن... پس بر شما است كه صبر پيشه كنيد؛ به درستي كه فرج، آن گاه مي آيد كه نااميدي فراگير گشته باشد.در فضاي مالامال از يأس
در دوران پيش از ظهور كه يأس، سايه ي سياه خويش را بر وجودِ بشريت مي گستراند، خصيصه ي آينده نگريِ انسان، حسِّ اميد را، ناخودآگاه، از دلِ انسانيّت هاي مدفون مي روياند و آدمي را به «روزي ديگر» بشارت مي دهد.بي گمان، نسلي كه دچار يأس ها و سرخوردگي ها است، در پيِ ديدنِ روزي خواهد بود كه تمامي استعدادهاي نهفته اش شكوفا شود، و همه ي انسان ها در پهنه ي زمين به جايگاه حقيقي شان برسند.رهاورد بررسي ها نشان مي دهد كه تمامِ تلاشِ امامان هدايت (عليهم السّلام)، در اين جهت مصروف مي شده كه در زماني كه يأسِ از دنيا و حاكمان آن بر شيعيان سيطره پيدا مي كرده، مراقب باشند تا نه تنها اين نااميدي به ناحيه ي رحمت الهي سرايت نكند، بلكه چراغ اميد به كارسازي و فرج و گشايش امور از جانب پروردگار متعال را در دل پيروان شان فروزان تر كنند. در روايتي از امام هشتم (عليه السّلام) چنين رسيده:ما احسن الصبر، وانتظار الفرج... فعليكم بالصبر؛ فاِنّه اِنّما يَجييءُ الفرج علي اليأس...؛ [29] چه نيكو است صبر و انتظار گشايش امور را كشيدن... پس بر شما است كه صبر پيشه كنيد؛ به درستي كه فرج، آن گاه مي آيد كه نااميدي فراگير گشته باشد.در فضاي مالامال از يأس


خط ۹۱: خط ۹۱:
شده اند به ما مي نماياند كه عنصر محبوبيّت، در بستر سازي براي حكومت حضرت مهدي(عليه السّلام)، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در بياني از قتاده چنين رسيده است:المهدي خيرالناس... محبوبٌ في الخلايق... [34] ؛ حضرت مهدي (عليه السّلام) بهترين مردم است... او، محبوب نزد خلايق است.در تعبير ديگري از اهل سنّت اين طور آمده است:اِذا نادي منادٍ من السماء: «اِن الحق في آل محمد»، فعند ذالك يظهرالمهدي علي افواه الناس و يشربون حُبّه فلايكون لهم ذكر غيره؛ [35] هنگامي كه ندا دهنده اي از آسمان فرياد زند: «حق در آل محمد (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است.»، پس در آن زمان مهدي ظاهر مي شود و محبّت او در دل مردم جاي مي گيرد به طوري كه در ياد هيچ كس، غير او نخواهد بود.در نقل ديگري، مقدار اشتياق مردم به آن حضرت، با تشبيه به شدت شوق و دل بستگي شتر ماده اي به فرزندش بيان شده:... فيبلغ المؤ منين خروجه فيأتونه مِن كلّ ارض، يحنّون اليه كما تحنّ الناقه الي فصيلها...؛ [36] هنگامي كه خبر خروج حضرت مهدي (عليه السّلام) به انسان هاي مؤ من مي رسد، از هر سرزميني به سوي او روانه مي شوند و با اشتياق به سوي او مي شتابند، همان طور كه شتر ماده به طرف فرزند خود مي رود.
شده اند به ما مي نماياند كه عنصر محبوبيّت، در بستر سازي براي حكومت حضرت مهدي(عليه السّلام)، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در بياني از قتاده چنين رسيده است:المهدي خيرالناس... محبوبٌ في الخلايق... [34] ؛ حضرت مهدي (عليه السّلام) بهترين مردم است... او، محبوب نزد خلايق است.در تعبير ديگري از اهل سنّت اين طور آمده است:اِذا نادي منادٍ من السماء: «اِن الحق في آل محمد»، فعند ذالك يظهرالمهدي علي افواه الناس و يشربون حُبّه فلايكون لهم ذكر غيره؛ [35] هنگامي كه ندا دهنده اي از آسمان فرياد زند: «حق در آل محمد (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است.»، پس در آن زمان مهدي ظاهر مي شود و محبّت او در دل مردم جاي مي گيرد به طوري كه در ياد هيچ كس، غير او نخواهد بود.در نقل ديگري، مقدار اشتياق مردم به آن حضرت، با تشبيه به شدت شوق و دل بستگي شتر ماده اي به فرزندش بيان شده:... فيبلغ المؤ منين خروجه فيأتونه مِن كلّ ارض، يحنّون اليه كما تحنّ الناقه الي فصيلها...؛ [36] هنگامي كه خبر خروج حضرت مهدي (عليه السّلام) به انسان هاي مؤ من مي رسد، از هر سرزميني به سوي او روانه مي شوند و با اشتياق به سوي او مي شتابند، همان طور كه شتر ماده به طرف فرزند خود مي رود.


==== عطش و شيفتگي ====
== عطش و شيفتگي ==
انساني كه براي رسيدن به سعادت و خوش بختي به هر دري زده و هر راهي را پيشِ رو گرفته، ولي هر چه بيش تر تلاش كرده، بسته بودن درها و بن بست بودن راه ها براي اش يقيني تر گشته است، اشتياق به برپايي حكومت
انساني كه براي رسيدن به سعادت و خوش بختي به هر دري زده و هر راهي را پيشِ رو گرفته، ولي هر چه بيش تر تلاش كرده، بسته بودن درها و بن بست بودن راه ها براي اش يقيني تر گشته است، اشتياق به برپايي حكومت


خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
در همه ي زمينه ها مي شود و همين فساد، باعث سختي و مشكلي و پديد آمدن تنگناهاي غير قابل رفع در زندگي بشر مي گردد. در نتيجه، سبب تشنگي انسان هاي مؤ من به ظهور مصلح واقعي مي گردد.از حديفه، درباره ي وضعيّت جامعه ي بشري در هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) چنين رسيده:... انّه لايخرج حتّي لايكون غايب احب اِلي الناس مِنه مِمّا يلقون مِن الشّر؛ [38] به درستي كه [مهدي موعود (عليه السّلام)] قيام نمي كند تا زماني كه هيچ غايبي نزد مردم محبوب تر از وي نباشد، و اين به خاطر شرارت ها و ناروايي هايي است كه به مردم رسيده است.
در همه ي زمينه ها مي شود و همين فساد، باعث سختي و مشكلي و پديد آمدن تنگناهاي غير قابل رفع در زندگي بشر مي گردد. در نتيجه، سبب تشنگي انسان هاي مؤ من به ظهور مصلح واقعي مي گردد.از حديفه، درباره ي وضعيّت جامعه ي بشري در هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) چنين رسيده:... انّه لايخرج حتّي لايكون غايب احب اِلي الناس مِنه مِمّا يلقون مِن الشّر؛ [38] به درستي كه [مهدي موعود (عليه السّلام)] قيام نمي كند تا زماني كه هيچ غايبي نزد مردم محبوب تر از وي نباشد، و اين به خاطر شرارت ها و ناروايي هايي است كه به مردم رسيده است.


==== اضطرار ====
== اضطرار ==
از بررسي روايات مي توان چنين به دست آورد كه «اضطرار»، تبلور فراهم آمدنِ همه ي آمادگي ها و زمينه ها است. انسانِ مضطر، دنيا را باتمام وسعت اش، تنگ احساس مي كند و زرق و برقِ فريبنده ي ظاهرِ قدرت هاي شيطاني، او را غافل نمي كند. بر عكس، انسان هايي كه زندگي در كاخ هاي سر به فلك كشيده و بهره مندي از مال و منال فاني و عيش و نوش زودگذر دنيا، خط پايان آرزوهايشان را ترسيم كرده است، كجا به دنبال جايگاهي در كنار مهدي موعود (عليه السّلام) خواهند بود؟انساني كه خود را يافت و ارزش جان خويش را بيش تر از آن ديد كه در چند روزه ي دنيا تباه اش سازد، قدم نهادن در خيمه ي محبوب دل ها و زندگي در روزگار شيرين ظهور را پايان آرزوهايش قرار مي دهد و اين حالت، نه فقط يك آرزوي بي ريشه، بلكه فراتر
از بررسي روايات مي توان چنين به دست آورد كه «اضطرار»، تبلور فراهم آمدنِ همه ي آمادگي ها و زمينه ها است. انسانِ مضطر، دنيا را باتمام وسعت اش، تنگ احساس مي كند و زرق و برقِ فريبنده ي ظاهرِ قدرت هاي شيطاني، او را غافل نمي كند. بر عكس، انسان هايي كه زندگي در كاخ هاي سر به فلك كشيده و بهره مندي از مال و منال فاني و عيش و نوش زودگذر دنيا، خط پايان آرزوهايشان را ترسيم كرده است، كجا به دنبال جايگاهي در كنار مهدي موعود (عليه السّلام) خواهند بود؟انساني كه خود را يافت و ارزش جان خويش را بيش تر از آن ديد كه در چند روزه ي دنيا تباه اش سازد، قدم نهادن در خيمه ي محبوب دل ها و زندگي در روزگار شيرين ظهور را پايان آرزوهايش قرار مي دهد و اين حالت، نه فقط يك آرزوي بي ريشه، بلكه فراتر


خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
بزرگ الهي را به دست نمي آورد؛ چرا كه قانون حتمي الهي اين گونه استقرار يافته كه نعمت و رحمت خداوند بر حسب اقتضاي محلّ و بر وفق استعداد و متناسب با قابليّتِ دريافت كننده، فرود آيد. [42] ظهور زمامدار عادلي مانند امام زمان (عليه السّلام)، بزرگ ترين نعمتي است كه تا كنون هيچ امّتي لياقت دريافت آن را نداشته و اگر قرار باشد كه آن حضرت بدون وجود زمينه ي لازمِ اجتماعي ظهور كند، به تحقيق كه از مردم همان چيزي را خواهد ديد كه ديگر پيشوايان الهي ديدند و همين مردمي كه در صورت ايجاد زمينه ي پذيرشِ حكومت امام زمان (عليه السّلام) از ياران و هواداران آن حضرت مي شوند، در صورت عدم وجود زمينه ي لازم در ميان شان، آلت دستِ حاكمانِ جاير و ستم پيشه گشته و عليه آن امام همام به مقاومت بر خواهند خواست!بنابراين، يكي از مهم ترين زمينه هاي ظهور امام زمان(عليه السّلام)، و بر پايي حكومت عدل جهاني، فراهم آمدن بستر اجتماعي لازم است. و در همين راستا، يكي از با اهميّت ترين وظايف انسان هاي صالحي كه در انتظار برپايي دولت كريمه ي امام عصر(ارواحنالتراب مقدمه الفداء) هستند، اين است كه زمينه هاي اجتماعي لازم براي پذيرش و درخواست حكومت حضرت مهدي(عليه السّلام) را در ميان توده هاي مردم پديد آورند.
بزرگ الهي را به دست نمي آورد؛ چرا كه قانون حتمي الهي اين گونه استقرار يافته كه نعمت و رحمت خداوند بر حسب اقتضاي محلّ و بر وفق استعداد و متناسب با قابليّتِ دريافت كننده، فرود آيد. [42] ظهور زمامدار عادلي مانند امام زمان (عليه السّلام)، بزرگ ترين نعمتي است كه تا كنون هيچ امّتي لياقت دريافت آن را نداشته و اگر قرار باشد كه آن حضرت بدون وجود زمينه ي لازمِ اجتماعي ظهور كند، به تحقيق كه از مردم همان چيزي را خواهد ديد كه ديگر پيشوايان الهي ديدند و همين مردمي كه در صورت ايجاد زمينه ي پذيرشِ حكومت امام زمان (عليه السّلام) از ياران و هواداران آن حضرت مي شوند، در صورت عدم وجود زمينه ي لازم در ميان شان، آلت دستِ حاكمانِ جاير و ستم پيشه گشته و عليه آن امام همام به مقاومت بر خواهند خواست!بنابراين، يكي از مهم ترين زمينه هاي ظهور امام زمان(عليه السّلام)، و بر پايي حكومت عدل جهاني، فراهم آمدن بستر اجتماعي لازم است. و در همين راستا، يكي از با اهميّت ترين وظايف انسان هاي صالحي كه در انتظار برپايي دولت كريمه ي امام عصر(ارواحنالتراب مقدمه الفداء) هستند، اين است كه زمينه هاي اجتماعي لازم براي پذيرش و درخواست حكومت حضرت مهدي(عليه السّلام) را در ميان توده هاي مردم پديد آورند.


== وجود ياران كارآمد ==
= وجود ياران كارآمد =


=== ضرورت وجود ياران ===
== ضرورت وجود ياران ==
روشن است كه مهم ترين وظيفه ي دولت امام مهدي (عليه السّلام) ريشه كن كردن ستم و ستمگران از سطح جامعه و ساختن جامعه اي پاك و با طراوت در سراسر كره ي زمين است. و نيز روشن است كه پاك سازي چنين جامعه
روشن است كه مهم ترين وظيفه ي دولت امام مهدي (عليه السّلام) ريشه كن كردن ستم و ستمگران از سطح جامعه و ساختن جامعه اي پاك و با طراوت در سراسر كره ي زمين است. و نيز روشن است كه پاك سازي چنين جامعه


خط ۱۲۰: خط ۱۲۰:
در اين چند روايت شريف بعد از، تصريح به جايگاه نصرت رساني اطرافيان امام زمان (عليه السّلام) با عبارت «يملا ء بهم الارض عدلا ً» اين مطلب خاطر نشان گشته كه آن حضرت با كمك يارانِ با وفايش، زمين را پُر از عدل و داد مي كند. و بايد دانست كه اين، مسيري است كه با مرور تاريخ و بررسي سرگذشت اولياي خدا در امّت هاي پيشين، به روشني، به ما رُخ مي نماياند. آري! سنّت الهي براي پيشبرد اهداف دين و آيين حق، بر پايه ي ياري و مدد رساني انسان هاي صالح به اولياي اللّه استوار شده است.اكنون، با مروري كوتاه بر تاريخ، موضِعِ مركزي مسئله ي «استنصار» را در دعوت برخي از انبيا و اوليا مورد توجه قرار مي دهيم:
در اين چند روايت شريف بعد از، تصريح به جايگاه نصرت رساني اطرافيان امام زمان (عليه السّلام) با عبارت «يملا ء بهم الارض عدلا ً» اين مطلب خاطر نشان گشته كه آن حضرت با كمك يارانِ با وفايش، زمين را پُر از عدل و داد مي كند. و بايد دانست كه اين، مسيري است كه با مرور تاريخ و بررسي سرگذشت اولياي خدا در امّت هاي پيشين، به روشني، به ما رُخ مي نماياند. آري! سنّت الهي براي پيشبرد اهداف دين و آيين حق، بر پايه ي ياري و مدد رساني انسان هاي صالح به اولياي اللّه استوار شده است.اكنون، با مروري كوتاه بر تاريخ، موضِعِ مركزي مسئله ي «استنصار» را در دعوت برخي از انبيا و اوليا مورد توجه قرار مي دهيم:


=== نياز پيامبران به ياران ===
== نياز پيامبران به ياران ==


==== حضرت لوط ====
== حضرت لوط ==
لوط، آن پيامبر عظيم الشاءن خداوند، با آن كه فرستاده ي خدا بود و حقّانيّت خويش را بر مردم از طريق معجزه ثابت كرده بود، ولي براي مبارزه با فرومايگان قوم خويش، آرزوي داشتن هم پيماناني را كرد تا با تكيه بر ايشان بر منحرفان لجوج چيره گردد. آيه ي هشتاد سوره ي مبارك هود، حاكي از آرزوي او است كه مي فرمايد:(قال لو انّ لي بكم قوّه او آوي اِلي ركن شديد)؛ اي كاش مرا به شما اقتداري بود يا آن كه از شرّ شما به ركن محكمي پناه مي بردم.بي گمان سخن از ياوران گفتن با تعبير «قوّت و قدرت، و ركن محكمي كه تكيه گاه پيامبر خدا» باشد، نشانه ي اهمّيّت و جايگاه رفيع نيروهاي مدد رسان در مقام رويارويي با دشمنان است. [46] علاوه بر آن كه بايد
لوط، آن پيامبر عظيم الشاءن خداوند، با آن كه فرستاده ي خدا بود و حقّانيّت خويش را بر مردم از طريق معجزه ثابت كرده بود، ولي براي مبارزه با فرومايگان قوم خويش، آرزوي داشتن هم پيماناني را كرد تا با تكيه بر ايشان بر منحرفان لجوج چيره گردد. آيه ي هشتاد سوره ي مبارك هود، حاكي از آرزوي او است كه مي فرمايد:(قال لو انّ لي بكم قوّه او آوي اِلي ركن شديد)؛ اي كاش مرا به شما اقتداري بود يا آن كه از شرّ شما به ركن محكمي پناه مي بردم.بي گمان سخن از ياوران گفتن با تعبير «قوّت و قدرت، و ركن محكمي كه تكيه گاه پيامبر خدا» باشد، نشانه ي اهمّيّت و جايگاه رفيع نيروهاي مدد رسان در مقام رويارويي با دشمنان است. [46] علاوه بر آن كه بايد


توجه داشت كه اين سخن حضرت لوط (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) نه فقط آرزوي او در بُرهه اي از زمان كه فرياد استنصار و ياري طلبي تمام انسان هايي است كه در جهت پيشبرد جامعه ي بشري به سوي اهداف والاي الهي، روزها و شب هاي عمر خويش را سپري كرده اند.سرگذشت لوط، نه يك داستان كه سنّت جاري خداوند در حقِ تمامي پيشوايان هدايت در ميان امّت هاي خويش است.
توجه داشت كه اين سخن حضرت لوط (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) نه فقط آرزوي او در بُرهه اي از زمان كه فرياد استنصار و ياري طلبي تمام انسان هايي است كه در جهت پيشبرد جامعه ي بشري به سوي اهداف والاي الهي، روزها و شب هاي عمر خويش را سپري كرده اند.سرگذشت لوط، نه يك داستان كه سنّت جاري خداوند در حقِ تمامي پيشوايان هدايت در ميان امّت هاي خويش است.


==== حضرت موسي ====
== حضرت موسي ==
در سرگذشت حضرت موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) مي بينيم كه بلافاصله، بعد از مبعوث شدن به رسالت، دست به درگاه پروردگار متعال بلند كرده و از او ياري كننده اي را طلب مي كند كه در به انجام رساندن آن مسئوليّتِ عظيم ياري اش كند:(قال ربِّ... واجعَل لي وزيراً مِن اهلي هارون اخي اُشدُد بهِ اَزري واشركهُ في امري) [47] موسي عرض كرد: «پروردگارا!... و از اهل بيت من، يكي را وزير و معاون من قرار بده، كه او برادرم هارون است، و به وسيله ي او پشت مرا محكم كن، و او را در انجام دادن كارهايم با من شريك كن.».علامه ي طباطبايي، رحمه اللّه، ذيل اين آيات شريف چنين مي فرمايد:«وزير» از مادّه ي «وِزر» به معناي «بار سنگين» است. وزير را از آن جهت وزير نام نهادند كه او سنگيني مسئوليّت ملك را تحمّل كرده و به دوش مي كشد... و موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) بدان جهت از خداوند متعال درخواست وزير كرد كه مسئوليّت او داراي جوانب گسترده و پراكنده اي بود و او به تنهايي توانايي بر آمدن
در سرگذشت حضرت موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) مي بينيم كه بلافاصله، بعد از مبعوث شدن به رسالت، دست به درگاه پروردگار متعال بلند كرده و از او ياري كننده اي را طلب مي كند كه در به انجام رساندن آن مسئوليّتِ عظيم ياري اش كند:(قال ربِّ... واجعَل لي وزيراً مِن اهلي هارون اخي اُشدُد بهِ اَزري واشركهُ في امري) [47] موسي عرض كرد: «پروردگارا!... و از اهل بيت من، يكي را وزير و معاون من قرار بده، كه او برادرم هارون است، و به وسيله ي او پشت مرا محكم كن، و او را در انجام دادن كارهايم با من شريك كن.».علامه ي طباطبايي، رحمه اللّه، ذيل اين آيات شريف چنين مي فرمايد:«وزير» از مادّه ي «وِزر» به معناي «بار سنگين» است. وزير را از آن جهت وزير نام نهادند كه او سنگيني مسئوليّت ملك را تحمّل كرده و به دوش مي كشد... و موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) بدان جهت از خداوند متعال درخواست وزير كرد كه مسئوليّت او داراي جوانب گسترده و پراكنده اي بود و او به تنهايي توانايي بر آمدن


از عهده ي آن را نداشت، لذا نيازمند وزيري بود كه او را ياري كرده و مقداري از مسئوليّت را بر عهده بگيرد و موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) را پشتيباني كند تا اندكي از سنگيني كار موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) كاسته شود.در تأييد همين مطلب، جمله ي «اُشدُد بهِ ازري واشركهُ في امري» در ادامه ي آيات، به منزله ي تفسير و بياني است براي درخواست وزير. اين آيه، مسئوليّت وزير را بيان كرده است. [48] .اين آيات، به صراحت، اهمّيّت جايگاه ياوران كارامد در مسير پي ريزي يك حركت و نهضتِ ضدّ شيطاني در برابر سردمداران ستم را بيان مي كند و ره پويان طريق هدايت بشري را به لزوم برخورداري از تشكيلاتي كه توانايي بدوش كشيدن بخشي از مسئوليّت سنگين رهبري يك نهضت انقلابي را داشته باشد، متذكّر مي شود.
از عهده ي آن را نداشت، لذا نيازمند وزيري بود كه او را ياري كرده و مقداري از مسئوليّت را بر عهده بگيرد و موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) را پشتيباني كند تا اندكي از سنگيني كار موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) كاسته شود.در تأييد همين مطلب، جمله ي «اُشدُد بهِ ازري واشركهُ في امري» در ادامه ي آيات، به منزله ي تفسير و بياني است براي درخواست وزير. اين آيه، مسئوليّت وزير را بيان كرده است. [48] .اين آيات، به صراحت، اهمّيّت جايگاه ياوران كارامد در مسير پي ريزي يك حركت و نهضتِ ضدّ شيطاني در برابر سردمداران ستم را بيان مي كند و ره پويان طريق هدايت بشري را به لزوم برخورداري از تشكيلاتي كه توانايي بدوش كشيدن بخشي از مسئوليّت سنگين رهبري يك نهضت انقلابي را داشته باشد، متذكّر مي شود.


==== حضرت عيسي ====
== حضرت عيسي ==
حضرت عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) نيز در گردش همين قانون حتمي پروردگار، روياروي قوم حق ناشناسِ يهود قرار گرفت و براي پشت سرگذاشتن دشمني هاي ايشان، نداي يارخواهي سرداد.جمعيّت يهود كه قبل از آمدن عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) طبق بشارت هاي پيامبر خويش حضرت موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، در انتظار ظهور مسيح بودند، هنگامي كه ظهور وي را در تضاد با منافعِ جمعي از ستمگران بني اسراييل ديدند، از او روي برگرداندند و تنها عدّه اي محدود، گرد او حلقه زدند.عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) پس از دعوت مستدلّ و متقَن، دريافت كه گروه يهود اِصرار در مخالفت و انكار
حضرت عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) نيز در گردش همين قانون حتمي پروردگار، روياروي قوم حق ناشناسِ يهود قرار گرفت و براي پشت سرگذاشتن دشمني هاي ايشان، نداي يارخواهي سرداد.جمعيّت يهود كه قبل از آمدن عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) طبق بشارت هاي پيامبر خويش حضرت موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، در انتظار ظهور مسيح بودند، هنگامي كه ظهور وي را در تضاد با منافعِ جمعي از ستمگران بني اسراييل ديدند، از او روي برگرداندند و تنها عدّه اي محدود، گرد او حلقه زدند.عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام) پس از دعوت مستدلّ و متقَن، دريافت كه گروه يهود اِصرار در مخالفت و انكار


خط ۱۳۹: خط ۱۳۹:
خوردن اين دو زمان (گذشته و حال) وظيفه و مسئوليّت آيندگان روشن مي شود. در اين آيات و نظاير آن ها، سنّت هاي خداوند در اقوام گذشته، خود نمايي مي كند كه هرگز جنبه ي اختصاصي نداشته و به صورت يك سلسله قوانين حياتي درباره ي همگان، گذشتگان و آيندگان، اجرا مي شود.
خوردن اين دو زمان (گذشته و حال) وظيفه و مسئوليّت آيندگان روشن مي شود. در اين آيات و نظاير آن ها، سنّت هاي خداوند در اقوام گذشته، خود نمايي مي كند كه هرگز جنبه ي اختصاصي نداشته و به صورت يك سلسله قوانين حياتي درباره ي همگان، گذشتگان و آيندگان، اجرا مي شود.


==== پيامبر اسلام ====
== پيامبر اسلام ==
با توجه به آن چه گذشت در مي يابيم يكي از ويژگي هاي انقلاب هاي توحيدي، اين است كه در كنار موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، هارون را داريم، در پيرامون عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، حواريون را، و در نهضت رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) افراد ساخته شده در دوران پنهاني و تنهايي را مانند علي مرتضي (عليه السّلام) كه خداوند متعال در آيه ي چهارم سوره ي مبارك تحريم نقش وي در ياري كردن فرستاده ي خويش را متذكّر شده و فرموده:(فاِن تَظاهَرا عليه فاِنّ اللّه هو مَوليه و جبريلُ و صالحُ المؤ منين والملائكه بعد ذالك ظهير)؛ اگر شما دو زن بر آزار پيامبر اتّفاق كنيد [هرگز بر او غلبه پيدا نخواهيد كرد]؛ زيرا خدا، يار و نگهبان او است و جبريل امين و مردان صالح و با ايمان و فرشتگان حق، يار و مددكار اويند.به اتّفاق مفسران شيعه و سنّي، مصداق بارز و مستقيم «صالحُ المؤ منين» اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) است. گذشته از آن كه نقش حياتي آن حضرت در پشتيباني رسول مكرم اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در جنگها، درگيري ها، نشيب و فرازهاي سخت و طاقت فرساي دوران خفقان مكه و روزهاي پرالتهاب مدينه، بر
با توجه به آن چه گذشت در مي يابيم يكي از ويژگي هاي انقلاب هاي توحيدي، اين است كه در كنار موسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، هارون را داريم، در پيرامون عيسي (علي نبيّنا و آله و عليه السّلام)، حواريون را، و در نهضت رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) افراد ساخته شده در دوران پنهاني و تنهايي را مانند علي مرتضي (عليه السّلام) كه خداوند متعال در آيه ي چهارم سوره ي مبارك تحريم نقش وي در ياري كردن فرستاده ي خويش را متذكّر شده و فرموده:(فاِن تَظاهَرا عليه فاِنّ اللّه هو مَوليه و جبريلُ و صالحُ المؤ منين والملائكه بعد ذالك ظهير)؛ اگر شما دو زن بر آزار پيامبر اتّفاق كنيد [هرگز بر او غلبه پيدا نخواهيد كرد]؛ زيرا خدا، يار و نگهبان او است و جبريل امين و مردان صالح و با ايمان و فرشتگان حق، يار و مددكار اويند.به اتّفاق مفسران شيعه و سنّي، مصداق بارز و مستقيم «صالحُ المؤ منين» اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) است. گذشته از آن كه نقش حياتي آن حضرت در پشتيباني رسول مكرم اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در جنگها، درگيري ها، نشيب و فرازهاي سخت و طاقت فرساي دوران خفقان مكه و روزهاي پرالتهاب مدينه، بر


كسي پوشيده نيست.
كسي پوشيده نيست.


=== نقش ياران در زندگاني امامان ===
== نقش ياران در زندگاني امامان ==


==== اشاره ====
== اشاره ==
در تاريخ امامان معصوم(عليهم السلام) نيز نيازمندي به چنين پشتوانه اي را به صورت متعدّد در دوره ي هر امامي مشاهده مي كنيم. شواهد بسياري وجود دارد كه دلالت مي كند بر اين كه اگر امامان (عليهم السّلام) پيروان نيرومند و ياران متعهد و كارايي داشتند، در برابر دشمنان دست به اقدامات نظامي مي زدند و حكومت حقّ اسلامي را تشكيل مي دادند، ولي اين وظيفه را به طور نامعيّني به تأخير انداختند تا زماني كه فعّاليّت هاي فكري پيروان شان به بار بنشيند و ترجمان آگاهي سياسي و مذهبي آنان شود و در همين مسير، بالا خره، يكي از امامان معصوم (عليهم السّلام) قادر شود با ابزار نظامي، حكومت را به دست گيرد.
در تاريخ امامان معصوم(عليهم السلام) نيز نيازمندي به چنين پشتوانه اي را به صورت متعدّد در دوره ي هر امامي مشاهده مي كنيم. شواهد بسياري وجود دارد كه دلالت مي كند بر اين كه اگر امامان (عليهم السّلام) پيروان نيرومند و ياران متعهد و كارايي داشتند، در برابر دشمنان دست به اقدامات نظامي مي زدند و حكومت حقّ اسلامي را تشكيل مي دادند، ولي اين وظيفه را به طور نامعيّني به تأخير انداختند تا زماني كه فعّاليّت هاي فكري پيروان شان به بار بنشيند و ترجمان آگاهي سياسي و مذهبي آنان شود و در همين مسير، بالا خره، يكي از امامان معصوم (عليهم السّلام) قادر شود با ابزار نظامي، حكومت را به دست گيرد.


==== حضرت علي ====
== حضرت علي ==
در رابطه با حكومت حضرت علي (عليه السّلام) كه بلافاصله بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) برپا نشد، در روايتي از فضل بن شاذان كه به امام باقر (عليه السّلام) منتهي مي گردد، چنين آمده است:رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به اميرمؤ منان علي (عليه السّلام) خطاب فرمود: «يا علي! اِن قريشاً ستُظهَر علي ما استَبطنَته و تجتمع كلمتُهم علي ظُلمك و قهرك. فاِن وَجدتَ اعواناً فجاهِدهُم، وَاِن لم تجد اعواناً فكُف يدك واَحقِن دَمَك؛ فاِنَّ الشهادَه مِن وَرائك. وَاعلَم انّ ابني يَنتقِمُ مِن ظالميك و ظالمي اولادِك و شيعتك في الدنيا، و يُعَذّبهم اللّه في الاخِره عذاباً شديداً.»؛ اي علي! همانا قريش، به زودي، عليه تو برخواهند خاست و به خاطر ظلم و غلبه بر تو، دست به دست هم خواهند داد. اگر ياوراني يافتي، پس به جهاد با ايشان برخيز، واگر نيافتي
در رابطه با حكومت حضرت علي (عليه السّلام) كه بلافاصله بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) برپا نشد، در روايتي از فضل بن شاذان كه به امام باقر (عليه السّلام) منتهي مي گردد، چنين آمده است:رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به اميرمؤ منان علي (عليه السّلام) خطاب فرمود: «يا علي! اِن قريشاً ستُظهَر علي ما استَبطنَته و تجتمع كلمتُهم علي ظُلمك و قهرك. فاِن وَجدتَ اعواناً فجاهِدهُم، وَاِن لم تجد اعواناً فكُف يدك واَحقِن دَمَك؛ فاِنَّ الشهادَه مِن وَرائك. وَاعلَم انّ ابني يَنتقِمُ مِن ظالميك و ظالمي اولادِك و شيعتك في الدنيا، و يُعَذّبهم اللّه في الاخِره عذاباً شديداً.»؛ اي علي! همانا قريش، به زودي، عليه تو برخواهند خاست و به خاطر ظلم و غلبه بر تو، دست به دست هم خواهند داد. اگر ياوراني يافتي، پس به جهاد با ايشان برخيز، واگر نيافتي


خط ۱۵۶: خط ۱۵۶:
خدا مجالِ قد عَلَم كردن در برابر دشمنان دين خدا را خواهد يافت. در صورت فقدان اين عنصر حياتي از پهنه ي زندگي سياسي وليّ خدا، او، مأمور به سكوت است، حتّي در مقابل اساسي ترين انحرافات پديد آمده در مسير سعادت بندگان خدا، كه خلافت و جانشيني رسول خدا باشد.به راستي، چرا آن علي(عليه السّلام) كه به فرموده ي پيامبر اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) «اگر مردم شرق و غرب عالم در برابرش بايستند، بر همه ي آنان غلبه مي كند [54] در خطبه ي يكصد و هشتاد و يكم نهج البلاغه [55] ، پس از يادِ مهدي موعود (عليه السّلام) لب به گلايه از اطرافيان خود مي گشايد، با حال گريه دست بر محاسن سپيدش مي زند و خاطره ي ياران با وفايش، عمّار و ابن تّيهان و ذوالشهادتين و... را زنده مي كند؟ آيا پاسخ، جز اين است كه مردي چون علي (عليه السّلام) نيز براي دست يابي به اهداف بلند خويش، به ياوراني چون مالك اشترها كه جان بر كف، در پي تحقق اهداف امام خويش هستند، نيازمند است؟مرور خطبه هاي 27 و 69 و 70 و 96 و 181 نهج البلاغه [56] و نيز دقّت در ماجراهاي كوچك و بزرگ دوران حكومت امام اوّل (عليه السّلام) به ما مي نماياند كه كميِ اطرافيان لايق و كارامد، در كوتاهيِ عمر دولت آن حضرت تأثير زيادي داشته است.
خدا مجالِ قد عَلَم كردن در برابر دشمنان دين خدا را خواهد يافت. در صورت فقدان اين عنصر حياتي از پهنه ي زندگي سياسي وليّ خدا، او، مأمور به سكوت است، حتّي در مقابل اساسي ترين انحرافات پديد آمده در مسير سعادت بندگان خدا، كه خلافت و جانشيني رسول خدا باشد.به راستي، چرا آن علي(عليه السّلام) كه به فرموده ي پيامبر اسلام (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) «اگر مردم شرق و غرب عالم در برابرش بايستند، بر همه ي آنان غلبه مي كند [54] در خطبه ي يكصد و هشتاد و يكم نهج البلاغه [55] ، پس از يادِ مهدي موعود (عليه السّلام) لب به گلايه از اطرافيان خود مي گشايد، با حال گريه دست بر محاسن سپيدش مي زند و خاطره ي ياران با وفايش، عمّار و ابن تّيهان و ذوالشهادتين و... را زنده مي كند؟ آيا پاسخ، جز اين است كه مردي چون علي (عليه السّلام) نيز براي دست يابي به اهداف بلند خويش، به ياوراني چون مالك اشترها كه جان بر كف، در پي تحقق اهداف امام خويش هستند، نيازمند است؟مرور خطبه هاي 27 و 69 و 70 و 96 و 181 نهج البلاغه [56] و نيز دقّت در ماجراهاي كوچك و بزرگ دوران حكومت امام اوّل (عليه السّلام) به ما مي نماياند كه كميِ اطرافيان لايق و كارامد، در كوتاهيِ عمر دولت آن حضرت تأثير زيادي داشته است.


==== امام حسن مجتبي ====
== امام حسن مجتبي ==
تا كنون روشن شد كه در هر انقلاب و حكومتي، پس از رهبري، جريان اصلي مقاومت و اداره ي امور، بر عهده ي نيروهاي مخلص و كارامدي است كه بيش ترين فشار و
تا كنون روشن شد كه در هر انقلاب و حكومتي، پس از رهبري، جريان اصلي مقاومت و اداره ي امور، بر عهده ي نيروهاي مخلص و كارامدي است كه بيش ترين فشار و


خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:
با او مي جنگيدم.
با او مي جنگيدم.


==== امام حسين ====
== امام حسين ==
تأثير فراوان برخورداري از ياران كارامد و هواداران استوار گام و مخلص، تا آن جاست كه در بررسي تاريخ حضرت حسين بن علي (عليهماالسّلام) به اين نتيجه مي رسيم كه وجود چنين ياراني، در ورود آن حضرت به ميدان خونين دفاع از اصول شريعت، ايفا كرده است.در نقلي، مهم ترين دغدغه ي جناب عقيله ي بني هاشم حضرت زينب كبري (عليهاالسلام) كه در شب عاشورا، در رابطه با ياران امام حسين (عليه السّلام) بروز كرده، او، به آن حضرت عرض مي كند:اخي! هل استعلمتَ مِن اصحاب نيّاتهم؟ فاِنّي اخشي ان يسلموك عند الوثبه و اصطكاك اسنه؛ برادر جان! آيا از مقاصد و نيّت هاي ياران ات آگاهي پيدا كرده اي؟. من از آن مي ترسم كه ايشان تو را در سختي جنگ رها كنند.سيدالشهداء (عليه السّلام) در پاسخ، گريست و فرمود:اما وَاللّهِ! - لقد نهرتُم و بَلَوتُهم و ليس فيهم الا شوَش الا قعسَ، لَيستاءنِسوُنَ بالمَنّيه دوني استيناس الطفل بِلَبنِ اُمّه؛ [59] به خدا سوگند! من ايشان را از خودم راندم و آزمايش كردم. در ميان آنان، كسي كه مُتكبر و فراري از كار باشد، نيست. به درستي كه اُنس ايشان به كشته شدن در ركاب من، بيش تر است از اُنس طفل شيرخوار به شير مادر.آزمايش اطرافيان از سوي حضرت امام حسين (عليه السّلام)، حاكي از رابطه تنگاتنگ نحوهِ تصميم گيري رهبر با موقعيت روحي و رواني و اخلاقي و اعتقادي ياران است. همان گونه كه اعلامِ برداشتن بيعت از ذمّه اطرافيان در منازل مختلفِ سفر به كربلا، به خصوص در شب عاشوراء، خبر از آن مي دهد كه سيدالشهداء
تأثير فراوان برخورداري از ياران كارامد و هواداران استوار گام و مخلص، تا آن جاست كه در بررسي تاريخ حضرت حسين بن علي (عليهماالسّلام) به اين نتيجه مي رسيم كه وجود چنين ياراني، در ورود آن حضرت به ميدان خونين دفاع از اصول شريعت، ايفا كرده است.در نقلي، مهم ترين دغدغه ي جناب عقيله ي بني هاشم حضرت زينب كبري (عليهاالسلام) كه در شب عاشورا، در رابطه با ياران امام حسين (عليه السّلام) بروز كرده، او، به آن حضرت عرض مي كند:اخي! هل استعلمتَ مِن اصحاب نيّاتهم؟ فاِنّي اخشي ان يسلموك عند الوثبه و اصطكاك اسنه؛ برادر جان! آيا از مقاصد و نيّت هاي ياران ات آگاهي پيدا كرده اي؟. من از آن مي ترسم كه ايشان تو را در سختي جنگ رها كنند.سيدالشهداء (عليه السّلام) در پاسخ، گريست و فرمود:اما وَاللّهِ! - لقد نهرتُم و بَلَوتُهم و ليس فيهم الا شوَش الا قعسَ، لَيستاءنِسوُنَ بالمَنّيه دوني استيناس الطفل بِلَبنِ اُمّه؛ [59] به خدا سوگند! من ايشان را از خودم راندم و آزمايش كردم. در ميان آنان، كسي كه مُتكبر و فراري از كار باشد، نيست. به درستي كه اُنس ايشان به كشته شدن در ركاب من، بيش تر است از اُنس طفل شيرخوار به شير مادر.آزمايش اطرافيان از سوي حضرت امام حسين (عليه السّلام)، حاكي از رابطه تنگاتنگ نحوهِ تصميم گيري رهبر با موقعيت روحي و رواني و اخلاقي و اعتقادي ياران است. همان گونه كه اعلامِ برداشتن بيعت از ذمّه اطرافيان در منازل مختلفِ سفر به كربلا، به خصوص در شب عاشوراء، خبر از آن مي دهد كه سيدالشهداء


خط ۱۷۰: خط ۱۷۰:
عهد خويش درباره ي ياري آن حضرت، ثابت و استوار باقي مي ماندند، آيندگان شاهدِ رقم خوردنِ صفحات تاريخ با چه محتوا و مطالبي بودند؟
عهد خويش درباره ي ياري آن حضرت، ثابت و استوار باقي مي ماندند، آيندگان شاهدِ رقم خوردنِ صفحات تاريخ با چه محتوا و مطالبي بودند؟


==== امام صادق ====
== امام صادق ==
بعد از شهادت امام سوم (عليه السّلام) نيز امامان ديگر، از اين ركن اساسي غافل نبودند و بر حسب اقتضاي زمان، در صدد تربيّت مُهره هايي بر آمدند تا در صورت تشكيل دولت حق الهي، ايفاي نقش كنند و توانايي عهده گيري بخشي از مسئوليّت نهضت را داشته باشند.اين برنامه، به طور پنهاني ادامه داشت تا آن كه توقّع زود هنگام برخي از ياران امام صادق (عليه السّلام) در برپايي حكومت ناب اسلامي به دست آن حضرت، سبب شد تا حضرت اش ضمن پرده برداري از اين استراتژي، ناكاراييِ اطرافيان را علّتي مهم در عدم تشكيل حكومت اصيل توحيدي به دست خويش برشمارَد.در روايتي، وقتي كه برخي از اصحاب امام ششم (عليه السّلام) به آن حضرت ابراز محبّت كردند و با بيان كثرتِ جمعيّت شيعيان، به صورت كنايه، از زمان قيام آن حضرت و تشكيل حكومت حق الهي مي پرسند امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايد:«اما لوكَمُلَت العدّه الموصوفه ثلاثمئه و بضعه عشر، كان الذي تريدون...» [61] ؛ آگاه باش! هرگاه آن عدّه ي وصف شده [كه توانايي ياري ما را، در تشكيل دولت الهي دارند] به سيصد و اندي نفر برسند، آن زمان، آن چه شما در خواست مي كنيد، محقّق خواهد شد.در روايت ديگري، هنگامي كه سُدير صيرفي وارد بر امام صادق (عليه السّلام) شده و عرض كرده: «وَاللّهِ ما يَسعُكَ القعود؛ به خدا سوگند! اكنون زمان نشستن شما نيست [بلكه بايد قيام كنيد و حكومت تشكيل دهيد]»،
بعد از شهادت امام سوم (عليه السّلام) نيز امامان ديگر، از اين ركن اساسي غافل نبودند و بر حسب اقتضاي زمان، در صدد تربيّت مُهره هايي بر آمدند تا در صورت تشكيل دولت حق الهي، ايفاي نقش كنند و توانايي عهده گيري بخشي از مسئوليّت نهضت را داشته باشند.اين برنامه، به طور پنهاني ادامه داشت تا آن كه توقّع زود هنگام برخي از ياران امام صادق (عليه السّلام) در برپايي حكومت ناب اسلامي به دست آن حضرت، سبب شد تا حضرت اش ضمن پرده برداري از اين استراتژي، ناكاراييِ اطرافيان را علّتي مهم در عدم تشكيل حكومت اصيل توحيدي به دست خويش برشمارَد.در روايتي، وقتي كه برخي از اصحاب امام ششم (عليه السّلام) به آن حضرت ابراز محبّت كردند و با بيان كثرتِ جمعيّت شيعيان، به صورت كنايه، از زمان قيام آن حضرت و تشكيل حكومت حق الهي مي پرسند امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايد:«اما لوكَمُلَت العدّه الموصوفه ثلاثمئه و بضعه عشر، كان الذي تريدون...» [61] ؛ آگاه باش! هرگاه آن عدّه ي وصف شده [كه توانايي ياري ما را، در تشكيل دولت الهي دارند] به سيصد و اندي نفر برسند، آن زمان، آن چه شما در خواست مي كنيد، محقّق خواهد شد.در روايت ديگري، هنگامي كه سُدير صيرفي وارد بر امام صادق (عليه السّلام) شده و عرض كرده: «وَاللّهِ ما يَسعُكَ القعود؛ به خدا سوگند! اكنون زمان نشستن شما نيست [بلكه بايد قيام كنيد و حكومت تشكيل دهيد]»،


خط ۱۸۱: خط ۱۸۱:
فيه خمسه معاضدين لنا! نحن اعلم بالوقت! [64] (آگاه باش! ما، در زماني كه پنج تن ياور و كمك كار پيدا نكنيم، قيام نمي كنيم! [آري] ما آگاه تريم كه وقت قيام چه زمان است!».مشاهده مي شود كه در اين روايت، امام ششم (عليه السّلام)، فقط، امثال هارون مكي را لايق و شايسته ي معاضدت و مددكاري و ياري خويش مي داند، يعني انسان هايي كه به دستور امام (عليه السّلام) همانند دستور خدا توجّه مي كنند و به همين جهت، پيش از آن كه دشواري امر مولايشان در نظرشان جلوه كند، مقام رفيع و بلندِ امر كننده، نظرشان را جلب مي كند و هيچ گاه، راضي به زمين ماندنِ دستور امام خويش نمي شوند.نكته ي ديگري كه شايد بتوان از اين حديث استفاده كرد، اين است كه مرد خراساني، با نگاه سطحي خويش، فقط تعداد انسان هايي را كه بدون به ميان آمدن پاي امتحان، دم از ياري اهل بيت (عليهم السّلام) مي زدند، ديده بود. در حالي كه امام صادق (عليه السّلام) به او فهماند كه نه تنها امر برپايي حكومت به دست حجت خدا، بدون امتحان و جداسازي و غربال ياوران با وفا از ديگران، تحقّق نمي يابد، بلكه در اين وادي، امتحاني سخت و دشوار صورت خواهد گرفت.
فيه خمسه معاضدين لنا! نحن اعلم بالوقت! [64] (آگاه باش! ما، در زماني كه پنج تن ياور و كمك كار پيدا نكنيم، قيام نمي كنيم! [آري] ما آگاه تريم كه وقت قيام چه زمان است!».مشاهده مي شود كه در اين روايت، امام ششم (عليه السّلام)، فقط، امثال هارون مكي را لايق و شايسته ي معاضدت و مددكاري و ياري خويش مي داند، يعني انسان هايي كه به دستور امام (عليه السّلام) همانند دستور خدا توجّه مي كنند و به همين جهت، پيش از آن كه دشواري امر مولايشان در نظرشان جلوه كند، مقام رفيع و بلندِ امر كننده، نظرشان را جلب مي كند و هيچ گاه، راضي به زمين ماندنِ دستور امام خويش نمي شوند.نكته ي ديگري كه شايد بتوان از اين حديث استفاده كرد، اين است كه مرد خراساني، با نگاه سطحي خويش، فقط تعداد انسان هايي را كه بدون به ميان آمدن پاي امتحان، دم از ياري اهل بيت (عليهم السّلام) مي زدند، ديده بود. در حالي كه امام صادق (عليه السّلام) به او فهماند كه نه تنها امر برپايي حكومت به دست حجت خدا، بدون امتحان و جداسازي و غربال ياوران با وفا از ديگران، تحقّق نمي يابد، بلكه در اين وادي، امتحاني سخت و دشوار صورت خواهد گرفت.


==== حضرت مهدي (علت غيبت، مانع ظهور) ====
== حضرت مهدي (علت غيبت، مانع ظهور) ==
تا كنون با آن چه گذشت، روشن شد كه سنّت قطعي الهي چه در ميان پيامبران و چه در ميان امامان معصوم (عليهم السّلام)، چنين استوار شده كه هر پيشواي عادلي براي پيشبرد اهداف اش نيازمند به ياوراني است كه پشت گرمي رهبر خويش را فراهم كنند؛ به گونه اي كه آن رهبر،
تا كنون با آن چه گذشت، روشن شد كه سنّت قطعي الهي چه در ميان پيامبران و چه در ميان امامان معصوم (عليهم السّلام)، چنين استوار شده كه هر پيشواي عادلي براي پيشبرد اهداف اش نيازمند به ياوراني است كه پشت گرمي رهبر خويش را فراهم كنند؛ به گونه اي كه آن رهبر،


خط ۲۰۰: خط ۲۰۰:
السّلام) چنين مي فرمايد:اِذا قام قائمنا اذهب الله عزّوجلّ عن شيعتنا العاهه و جعل قلوبهم كزبرالحديد و جعل قوّه الرجل منهم قوّه اربعين رجلاً و يكونون حكّام الارض و سنامها [79] ؛ هنگامي كه قائم ما اهل بيت (عليهم السّلام)، قيام كند، خداوند متعال، حزن و اندوه را از شيعيان ما برمي دارد و دل هاي ايشان را [در ايمان] پولادين مي كند، و نيروي يك مرد از ايشان را به ازاي چهل مرد قرار مي دهد. ايشان هستند كه حاكمان بر روي زمين.بنابراين، بر منتظراني كه اميد ظهور مهدي آل محمد (عليهم السّلام) را روشنايي بخشِ ديدگان و حيات بخش قلب هايشان قرار داده اند، واجب است كه خط مشي انتظار خويش را از ميان دستور و رهنمون هاي امامان هدي (عليهم السّلام) پيدا كرده و سرمايه ي عمر خويش را در راهي صرف كنند كه به طور قطع و يقين، به پي ريزي و برپايي حكومتِ اميد دل ها و مصلح دنيا مي انجامد.
السّلام) چنين مي فرمايد:اِذا قام قائمنا اذهب الله عزّوجلّ عن شيعتنا العاهه و جعل قلوبهم كزبرالحديد و جعل قوّه الرجل منهم قوّه اربعين رجلاً و يكونون حكّام الارض و سنامها [79] ؛ هنگامي كه قائم ما اهل بيت (عليهم السّلام)، قيام كند، خداوند متعال، حزن و اندوه را از شيعيان ما برمي دارد و دل هاي ايشان را [در ايمان] پولادين مي كند، و نيروي يك مرد از ايشان را به ازاي چهل مرد قرار مي دهد. ايشان هستند كه حاكمان بر روي زمين.بنابراين، بر منتظراني كه اميد ظهور مهدي آل محمد (عليهم السّلام) را روشنايي بخشِ ديدگان و حيات بخش قلب هايشان قرار داده اند، واجب است كه خط مشي انتظار خويش را از ميان دستور و رهنمون هاي امامان هدي (عليهم السّلام) پيدا كرده و سرمايه ي عمر خويش را در راهي صرف كنند كه به طور قطع و يقين، به پي ريزي و برپايي حكومتِ اميد دل ها و مصلح دنيا مي انجامد.


== پاورقي ==
= پاورقي =
[1] آل عمران: 140.
[1] آل عمران: 140.